نظرمحمد مطمئن
نويسنده و تحليگر

 


خبر مجروحيت و مرگ ملا اختر محمد منصور و اهداف پشت پرده

 

  
دشمنان صلح هر بار به خاطر جلوگيري از روند گفتگوهاي صلح برنامه هاي جديد و جداگانه يي را عملي مي كنند؛ در شهر پاريس بعد از ديدار اشرف غني و نوازشريف كه در آن گفته شده بود، چين، پاكستان و حكومت افغانستان به خاطر آغاز گفتگوهاي صلح تلاش هاي مجدد شان را به راه مي اندازند؛ دقيقا يك روز بعد از اين ديد و بازديد روزنامه هاي دولتي كابل خبر حمله يك قوماندان طالبان را بر رهبر اين گروه، جراحت و به تعقيب آن خبر مرگ وي را منتشر كرد كه به زودي تيتر اول بسياري از رسانه هاي داخلي و بين المللي گرديد.

ارگ هنوز هم در اين مورد سكوت كرده است؛ منظورم دفتر سخنگويان رييس جمهور است، اما سخنگوي معاون اول رييس جمهور به صورت مكرر در مورد مرگ ملااخترمحمد منصور خبر مي دهد و اينك كه خبر مرگ او را نيز پخش كردند؛ همچنان رياست اجراييه هم در اين مورد به نشر اعلاميه يي پرداخته و در آن به تاييد اين رويداد پرداخته است.

مردم مي دانند كه معاون اول رييس جمهور جنرال دوستم جنگ را بر صلح ترجيح مي دهد و همچنان در مورد رياست اجراييه هم گفته مي شود كه در تناسب صلح به جنگ ميلان بيشتري دارد.

خبر مجروحيت و مرگ ملااخترمحمد منصور

خبرگزاري پژواك بر پايه گزارش رسانه يي خارجي نوشته كه ملااميرخان متقي وزير اطلاعات و كلتور دوران طالبان گزارش مجروحيت و مرگ اورا در اثر زخم هاي عميق تاييد كرده است. به تعقيب آن مي نويسد كه طالبان خبر مرگ ملااخترمحمد منصور را تاييد نمي كند. در اينجا ملااميرخان متقي را از طالبان جدا ساخته؛ يعني اينكه نامبرده طالب نيست؛ اما بازهم همين رسانه هاي داخلي است كه متقي را عضو شوراي رهبري طالبان و رييس كميسيون فرهنگي آن مي دانند.

ولي با اين همه، بسيار شگفت انگيز است كه ذبيح الله مجاهد كه عضو كميسيون فرهنگي است او تحت نظر مستقيم آقاي متقي فعاليت مي كند، اما رسانه هاي داخلي ما مجاهد را سخنگوي طالبان معرفي كرده و ابراز مي دارند كه اين گزارش را تاييد نمي كند، اما سپس از قول متقي كه رييس همين كميسيون است مي نويسند كه نامبرده خبر مرگ رهبر شان را تاييد كرده است؛ به اين معنا كه رييس كميسيون و عضو كميسيون داراي نظر همسان نيستند و با هم نظريات مخالف دارند.

طالبان با نشر اعلاميه يي ابراز داشتند كه آقاي متقي از 14 سال به اينسو با هيچ رسانه يي گفتگويي انجام نداده است؛ هنگامي كه طالبان ملااخترمحمد منصور را به عنوان رهبر شان برگزيدند، در گزارشي اسوشيتدپرس به نام وي مصاحبه يي نيز به نشر رسيد كه اصلا از ملااخترمحمد منصور نبود و نه وي با آنها مصاحبه يي را انجام داده بود، آنها شخصي جعلي را به نام وي سراغ ديده بودند و همرايش مصاحبه انجام داده بودند، حال هم ممكن است كه حلقات ويژه يي به نام متقي به كسي دستور داده باشد كه در رسانه ها با استفاده از نام وي گفتگو نمايد.

شخصي به نام محب الله در گفتگو با راديوي آزادي به اندازه يي بي خبر است كه مي گويد اين رويداد به وقوع پيوسته در نوی كلي حقيقت دارد، از اين نيز اطلاع ندارد كه رسانه ها محل واقعه را كچلاغ ذكر كرده اند. نوی کلی از ساحات مربوط شهر كويته است ولي كچلاغ از محلات بيروني آن است؛ در جاي ديگر ابراز مي دارد كه اين افراد از طرف ما استخدام شده بودند، در حالي كه طالبان به افراد خود به عنوان استخدام شده گان خطاب نمي كنند؛ همچنان وي مي گويد كه او قوماندان فلان مقام است؛ در حالي كه طالبان براي خود عنوان قوماندان را به كار نمي برند بلكه مي گويد انديوال فلان و مسوول دلگي و يا انديوالان خود هستم.

اين هم پرسش برانگيز است كه اين بار چرا به عوض دفتر سخنگويان رييس جمهور، سخنگوي معاون اول اين خبر را به دسترس رسانه ها قرار مي دهد؟ اين درست است كه رييس جمهور در خارج كشور مصروف سفر است، اما گروه سخنگويان وي بايد مسووليت هاي را درك كنند.

تا بحال استخبارات کشور و پاکستان در تاید مرګ ملااخترمحمد منصور یاداور نشده، بالاخره طالبان مجبور شدند که صدای رهبر خود را پخش کند، سخنګوی طالبان در تویتر خود نویشته که بزودي پیام رهبر طالبان پخش خواهد شد.

آيا مرگ رهبران به پايان مشكل مي انجامد؟

پاکستان كشور معامله گر است؛ زماني كه روس ها از افغانستان برآمدند و حكومت نجيب با فروپاشي رو به رو بود؛ ما ديديم كه اكثر قوماندانان برجسته مجاهدين در شهر كويته و يا پيشاور هدف قرار گرفتند و كشته شدند؛ در آن زمان نيز همين نوازشريف نخست وزير پاكستان بود؛ همچنان پاكستان توانست كه برخي از قوماندانان را به بغاوت در مقابل رهبران شان وادارد و با آنها به طور مستقيم معامله نمايد؛ در حال حاضر پاكستان نيز كوشش مي نمايد كه در بين طالبان با افگندن نفاق برخي از قوماندانان آنها را به خدمت گيرد.

اگر با مرگ رهبران اين مشكل حل مي شد، پس در 37 سال گذشته، تمام موضوعات حل و فصل مي شد، اما هر گاهي كه رهبري كشته شده، جانشين وي به خوبي توانسته از عهده امور رهبري به درآيد. در شرايط بسيار دشوار، پاكستان دو تن از رهبران مهم از طالبان ملاعبيدالله و ملابرادر اخند و شماري از قوماندانان برجسته آنها را زنداني كرد، تا حدي كه برخي از رهبران طالبان در زندان هاي پاكستان از اثر شكنجه هاي شديد جان شان را از دست دادند و شماري از آنها دچار مشكلات صحي شدند، اما طالبان نه ضعيف شدند و نه هم به خواسته هاي پاكستان و حكومت افغانستان سرتسليم نهادند.

ملامحمد عمر مجاهد كه سمبول وحدت طالبان پنداشته مي شد، بعد از مرگ وي پاكستان و حكومت افغانستان تلاش هاي مشتركي را به راه انداختند كه طالبان را به دسته هاي مختلف تقسيم نمايند، اما آشكار گرديد كه بعد از ماه ها حكومت پاك – افغان بر اين مامول دست يافتند كه چند تن را تطميع كرده و آنها جدايي شان را اعلان نمايند؛ در حالي كه افرادي كه در اوايل برگزيده شدن ملااخترمحمدمنصور به عنوان رهبر طالبان، به عنوان مخالفين ياد مي شد، در گروه جديد حضور ندارند.

ملامحمد حسن رحماني، ملا عبدالجلیل اخند، ملاعبدالرزاق اخند، ملا عبدالقیوم ذاکر، ملا محمد صادق اخند، مولوي محمد یعقوب فرزند ملامحمد عمر مجاهد، ملاعبدالمنان برادر ملامحمد عمر مجاهد، ملا محمد عباس اخند، سید محمد طيب آغا و شمار ديگري از افراد كه گفته مي شود ممكن گروه جداگانه يي را اعلان نمايند.

ديده شد كه از مقام هاي يادشده طالبان هيچكدام از آنها اعلان مخالفت نكرده، شماري از ايشان خانه نشين و برخي از آنها با ملااخترمحمد منصور اعلام بيعت كردند.

خبر مجروحيت و مرگ ملا اختر محمد منصور و اهداف پشت پرده

۱ – اينكه حكومت افغان به تقويت مورال نيروهاي امنيتي خود بپردازد و در چند ماه گذشته بر ناكامي هايش سرپوشي بگذارد.

۲ – اينك مسئله اختلاف بين طالبان را در افكار عامه تا حد يقين رسانده و آنرا به اندازه يي برجسته سازد كه تا سرحد حمله بر رهبر طالبان مي رسد.

۳ – به آنعده از طالباني كه زير نام هاي مختلف خفه شده و يا با حلقات به تامين ارتباط پرداخته اند، اين پيام را برساند كه آنها مي توانند رهبر طالبان را هدف قرار دهند.

۴ – اينك گروه جدا شده از طالبان را قدرتمند جلوه دهد و در ميان افراد طالبان باعث ايجاد تشويش ها و نگراني ها شوند.

۵ – اينكه به جهانيان اين پيام را منتقل سازد كه رهبران طالبان اكنون هم در پاكستان به سر مي برند و جامعه جهاني بايد به برخي خواسته ها و ادعاهاي حكومت افغانستان وقعي نهد.

۶ – اينكه حكومت افغانستان با چنين پيام از پاكستان مي خواهد اگر سران طالبان در خاك پاكستان حضور دارند، بايد ترور شوند.

۷ – ممكن حكومت افغانستان با رضايت پاكستان به نشر اين خبر پرداخته باشد، اكنون بهانه خوبي براي پاكستان دست مي دهد و آن اينكه هر طالب را محكوم ساخته و ابراز نمايد كه جهانيان بر آنها بي باور مي شود كه طالبان در خاك پاكستان حضور دارند.

۸ – اينكه معاون ولسي جرگه بر شوراي امنيت اتهام بسته كه داعش از طريق اين شورا تمويل و تجهيز مي شود و اكنون آنها مي خواهند مسير رسانه ها و افكار عامه را منحرف سازند.

۹ – اينكه رهبران طالبان به انجام مصاحبه مجبور شوند و از اين طريق محل هاي سكونت آنها را جستجو نمايند؛ ممكن ملااخترمحمد منصور در محل نامعلومي به سر مي برد.

۱۰ – خدشه دار ساختن حيثيت رهبر طالبان و اين موضوع فوق العاده مهمي است؛ در حالي كه در گذشته چنين تصور حتا پيدا نمي شد كه قومانداني از اين گروه بر رهبرش تيراندازي كند.

۱۱- به منظور پايدن نيروهاي خارجي در افغانستان لابي گري براي جنگ داخلي، تا روحيه جنگ هاي داخلي تقويت گردد.

۱۲ – با چنين شور و غوغا نشر اين خبر در رسانه ها، طبيعي است كه تاثيرات خاصي بر روحيه مردمي و افراد طالبان دارد و باعث كاهش باور آنها مي گردد و مردم عام فكر مي كنند كه طالبان نيز به خاطر منافع شخصي شان مبارزه مي كنند، به خاطر كسب قدرت همديگر را مي كشند، مانند مجاهدين آنها هم منحرف مي شوند.

۱۳ – به اين ترتيب حكومت افغانستان به امريكا، ناتو و جهانيان نشان مي دهد كه حضور شان را در افغانستان بايد تقويت بخشند، به نابودي طالبان قوت بخشيده، زيرا طالبان گروه گروه و تضعيف شده اند، طوري كه يك مقام امريكايي ابراز داشته كه جنگ افغانستان اكنون هم قابل برد است.

۱۴ – ممكن با فرارسيدن موسم زمستان حكومت افغانستان برنامه دارد كه حملات شان را بر طالبان دوام بخشند؛ زيرا در گذشته طالبان در موسيم زمستان به خانه هاي شان بر مي گشتند، اكنون گفته مي شود كه آنها به خاطر حفاظت مناطق تصرف كرده، در منطقه باقي مي مانند؛ با اعلان اين خبر حكومت مي خواهد مورال تعرضي اردو را قوت بخشيده و مورال دفاعي طالبان را تضعيف سازد.

خبرهاي مشابه نادرست و از دست شانس صلح

محققان امریکايې به اين باور اند كه مرگ اسامه بن لادن و ملامحمد عمر مجاهد براي آنها مشكل زا گرديده است؛ لازم بود كه آنها زنده اسير مي شدند؛ چيزي كه امريكا و ناتو بر آن قادر نشدند؛ زيرا مرگ آنها به تقويت بيشتر حاميان آنها انجاميد.

اگر ملااخترمحمد منصور به قتل برسد، ممكن باعث بروز مشكلات پيچيده ديگري گردد، ممكن آغاز مجدد گفتگوهاي صلح كار اساني نباشد.

در گذشته ها نيز اخبار نادرستي به نشر رسيده كه وجهه رسانه ها و حكومت افغانستان را مخدوش ساخته است اگر چنين اخباري با چنين قوت برنامه ريزي شده رسانه يي به نشر مي رسد، ممكن باور مردم را بر حكومت و رسانه ها بيش از پيش كاهش دهد.

در نزديكي هاي نه چندان دور خبر مرگ والي كندز طالبان به نشر رسيد، سال هاي قبل گفته شد كه طالبان 17 جوان را كه در ولسوالي سنگين ولايت هلمند در محفل خوشي به رقص و پايكوبي پرداخته بودند، سر بريدند كه بعدا چنين گزارش به صورت كامل دروغ از آب درآمد؛ خبر جدا شدن طالبان به چندين گروه كه شبكه حقاني گروهي جداگانه از آن تلقي گرديد؛ مگر بعدا ثابت شد كه چنين نبوده؛ اينكه دفتر قطر طالبان فاقد صلاحيت و از طالبان نماينده گي نمي كند، اما از سوي دفتر قطر تبادله يك سرباز امريكايي با پنج مقام اسير طالبان در گوانتنامو صورت گرفت؛ اينكه طالبان در جاپان به صورت مستقيم با حكومت افغانستان به گفتگو پرداخت؛ در اين كنفرانس بنده نيز حضور داشت، در حالي كه چنين چيزي صورت نگرفت و اين خبر نادرست بود؛ اينكه در مورد گرفتاري اميرخان متقي، ذبيح الله مجاهد و عبدالحي مطمئن در اوقات مختلف اخباري به نشر رسيده، اينكه با استفاده از نام ملااخترمحمد منصور شخصي مهمان كرزي در ارگ بوده و پول زيادي نيز به دست آورده و بالاخره قتل استاد رباني به وسيله نماينده نامعلوم طالب.

از ايميل آدرس ذبيح الله مجاهد شبكه هاي استخباراتي چندين مرتبه استفاده كرده و چندي قبل صفحه تويتر وي نيز بلاك شد. اكنون كه خبر مجروحيت و يا مرگ ملااخترمحمد منصور به نشر مي رسد و در پيوند به مصاحبه ملا اميرخان متقي اشاره مي شود، تا چه سرحد مورد باور و اعتماد خواهد بود؟

به اميد اينكه ديگر بر شعله هاي جنگ بنزين ريخته نشود، به خاطر صلح واقعي برنامه هايي رويدست گرفته شود، انشعاب طالبان نه به منفعت طالب، نه حكومت افغانستان، نه پاكستان، نه هند، نه امريكا و نه هم مردم افغانستان بوده، به خاطر استقرار صلح صف متحد و واحد طالب يكي از لزوم ديدهاي بزرگ است.

حكومت افغانستان اگر متعهد به صلح نيست و اراده آنرا ندارد، به مردم بدون كدام هراس ابراز كند كه به خاطر بيگانه گان جنگ را ادامه مي دهد، طالب اگر آماده صلح نيست بايد به مردم افغانستان بگويد كه بارديگر در پي حكومت انحصاري است.

اگر اين مرتبه شانس از دست برود، برخي از طرف بر جنگ تاكيد نمايند، تكرار اشتباهاتي است كه حزب اسلامي در هنگام حكومت داكتر نجيب مرتكب آن شد و اشتباه حكومت آن وقت اين بود كه داكتر نجيب بالاخره به وسيله جنرال دوستم در دفتر سازمان ملل متحد پناهنده شد و از انتقال صلح آميز قدرت جلوگيري شد، كه اينك ما بازهم 23 سال ديگر درگير جنگ و منازعه هستيم.

اگر حكومت رييس جمهور غني با حكومت داكتر نجيب و حملات طالبان با حملات مجاهدين مقايسه شود، به صورت كامل تصوير تكراري همان دوره است، به اميد اينكه طالب و غني از تجربه و اشتباهات گذشته درس بياموزند و بارديگر بحران خونين گذشته تكرار نشود.

 برگرفته  از سایت خبری  و فرهنگی خبر پانه  www.khabarpana.com
               

 برگشت به صفحهء اول