Farda فـــــردا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

داکتر اکرم عثمان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

داکتر اکرم عثمان

 

 

 

 

 

 

علامه عبدالشکور رشاد

ابـــر مــــردی از تبـــــار بــــُزرگان

 

 

 

 

یک سال پیش در چنین روزی علامه پوهاند عبدالشکور رشاد به سرای جاودانگان و رحمت حق پیوست و جامعه فرهنگی مارا سوگوار کرد.

آن بزرگوار از اعاظم محققان و از افاضل دانشمندان وطن ما در قرن بیستم و اوایل قرن حاضر بود و جا دارد که به بهانه ها و مناسبت های مختلف، بُعدی از بُعد های شخصیت علمی اش را بالا بکشیم و به یاد بیاوریم که او قلهء شامخی از قلل سربلند فرهنگ دیرینسال، پر بارو پر شاخ و برگ ما بود.

یاد بود چنان ابرمردی، یک دین ملی و فریضهء اخلاقیست چه علامه پوهاند رشاد نه فقط پژوهنده ای زبده، موشگاف، مبتکر و متبحر بود بلکه از انگشت شمار دانشورانی بود که علم و عمل را توأماً به کار بسته بود و در امر شریفِ قلمزدن، صرف نظر از فضیلت و دانش پروری، هدف های بزرگتر سیاسی و اجتماعی را مراد کرده بود.

تمام شاگردانش و تمام کسانی که خوشه چین محضر مبارکش بوده اند معترف و شاهد اند که استاد رشاد در نگارش هر سطری، تعالی و سر فرازی وطن و وطندارانش را در نظر داشت و با تمام توان می کوشید گوشه ها و زوایای ناگفته و نا نوشتهء ادبیات، تاریخ، سنن و ارزش های معنوی مردم افغانستان را آشکار کند و جایگاه والای آن دریافتها را در گسترهء دانش زمانش معین کند.

وقتی کسی بخواهد در بارهء آن بزرگمرد مطلبی سر کند درمیماند که زودتر از کدام قابلیتش سخن براند. از تسلط کم نظیرش بر دستور زبانهای پشتو و دری، از احاطه وسیعش بر علم نحو در زبان عربی، از وقوف حیرت آورش بر ادبیات اردو و هندی و از وسعت اطلاعاتش در باب زبان های روسی و انگلیسی.

شاعری، روستای کوچکی از قلمرو عریض و طویل شخصیت هنری و ادببیش بود. کوروش نامه مثنوی غرا، هیجان برانگیز و بلندش بزبان فارسی- دری است که سروده ای حماسی، تاریخی و عاطفی می باشد.

آن یگانهء  روزگار ما  دیوان مدونی بزبان مادری اش پشتو نیز دارد که از نظر استحکام کلام لطافت طبع و پروردن معانی بکر در سطح سخن پردازان درجه یک ادبیات غنایی پشتو می باشد.

به گواهی کاندیدای اکادمیسین جناب اعظم سیستانی،  استاد رشاد حدود صد اثر چاپ شده و چاپ نا شده دارد که از آن شمار آثار مطبوعش از اینقرار اند.

1 - لودی پشتانه در  425 صفحه، چاپ 1336 شمسی

2 - د احمد شاه بابا دیوان            چاپ 1359 شمسی

3 - د امیر خسرو دهلوی شاعری،  چاپ 1353 شمسی

4 - د ابن سینا د مخارج الحروف پشتو ژباره،  چاپ 1353 شمسی

5 - د قصه خوانی خونری پيشه، چاپ 1361 شمسی

6 - د پتی خزانی فرهنگ

7 - در باره ظفر نامه اکبری و ناظم آن، چاپ 1365 شمسی

8 - د شعرونو مجموعه

9 - د حاجی جمعه بارکزی د دیوان سریزه او لغتنامه چاپ 1361 شمسی

10- د احمد شاه بابا د څو اشعارو د پشتو شرحی سریزه، چاپ 1356 شمسی

 

و به حواله کاندید اکادیمیسین استاد سیستانی تاًلیفات نشر نا شده آن عبقری مرد از اینقرار اند.

1 - پشتانه شعرا په اردوکى، در اين اثر 383 شاعر پشتون که بزبان اردو شعر گفته اند معرفى شده است.

2 -پشتانه شعرا په فارسى کى، دراين اثر 200 تن شاعر پشتون که به زبان فارسى شعر گفته اند، معرفى شده اند

3 - مستشرقين، در اين اثر 200  تن از مستشرقينى که در رابطه بزبان هاى پشتو و فارسى تحقيقات کرده اند معرفى شده اند.

4 - ادبى قاموس، اين اثر در 6 جلد ترتيب يافته که مجموعاً در 3500  صفحه تحرير يافته است.

5 - پشتانه منصفين، اين اثر در 3 جلد ترتيب و نوشته شده که 500 صفحه را در بر ميگيرد.

6 -جغرافيائى يادداشتونه، اين اثر در دوجلد تحرير يافته که مجموعاً 750 صفحه مى شود.

7 - دکندهار تاريخى ياد داشتونه، در دوجلد

8 - داحمدشاهى عصر نوميالى در دوجلد

9 - پشتانه مشاهير، در سه جلد

10 -نسبى شجرى، در چهار جلد

11 - سل متله په اوه ژبو، در چهار جلد( بزبانهاى پشتو، فارسى، انگليسى، روسى، اردو، ترکى و عربى)

12 - دخوشحال فرهنگ، در هفت جلد

13 - دفرهنگونو په باب، ( شامل فرهنگ هاى فارسى، پشتو، عربى، ترکى، هندى)به ترتيب الفبا.

14 - بديع، در 371 صفحه

15 - بيان، در 370 صفحه

16 - قافيه، در 300 صفحه

17 - عروض، در دوجلد حاوى 1017 صفحه

18- معانى، در 383 صفحه

19 - نقد، در مورد ادبيات پشتو، فارسى و عربى در 223 صفحه

20 - د زره وينى، لاله، رونى اوشکى ( سه مجموعه شعر) و ده ها اثر ديگر که از حوصله اين گفتار بيرون است.

 

اين فهرست را جناب سيستانی در زمان حيات استاد از راه رجوع به متون اصلی تهيه کرده است که بايد از او قلبا سپاسگزار بود.

استاد رشاد بيشتر اين آثار را زير يک سقف گلی و محقر رقم زده اند که هميشه خطر غلتيدنش متصور بود. نگرانی و دلمشغولی دايمی استاد، دفع همان خطر بود که تا آخر برطرف نشد، چه در زمان حکومت های چپ، چه راست و چه ماورای راست.

دل استاد را غم های کوچک و بزرگ ديگری نيز می آزرد. يکی اينکه از دل و جان می کوشيد مزار دوست، رفيق و مولايش علامه عبدالحی حبيبی را که در گوشته ای از شهدای صالحين، از ياد زمين و آسمان رفته بود تعمير کند. باری به من گفتند که آن مزار در جوار حظيرهء خانوادگی شما قرار دارد.

باری با آن بزرگوار همراه شدم و به زیارت گور  نیمه ویران علامه حبیبی نایل شدیم. نظاره حال پریشان آن خاک متبرک یادآور بیت معروف حضرت عبالقادر بیدل بود که بر لوح مزارش رقم رفته بود.

 

 بر مزار ما غریبان نی چراغی، نی گلی                نی پر پروانه سوزد نی نوای بلبلی

 

استاد فرمودند: برای عمران مقبرهء علامه حبیبی به سه، چهار متر زمین حظیره شما ضرورت افتاده.

گفتم: تمام حظیره نثار گرد مزار حبیبی. سعادتی از این بالا تر نیست که مرده های ما زیر سایهء مرقد علامه حبیبی بخوابند.

سپس دنیا زیر و رو شد. هر یک به طریقی دل از خانه و لانه بر کند. اما استاد رشاد چون شیر دروازهء آسمایی زیر رگبار راکت و گلوله بماند و خمی به ابرو نیاورد و آن پایمردی و استقامت یادآور بیت معروف رحمان بابا که :

 

لکه ونه مستقیم پخپل مکان یم              که خزان را باندی راشی که بهار

 

بزرگمردانی چون علامه رشاد و علامه حبیبی زیب و زینت کشور ما بودند و هستند. بدون آنها فرهنگ ما نمود چندانی ندارد. آنها لنگر زمین و لنگر کشور ما بودند. آیا ممکن نیست که فرزندان رشید علامه حبیبی و علامه رشاد و کانون های فرهنگی ما، کار چاپ و تجدید جاپ آثار آنها را در دستور کار شان قرار بدهند و نگذارند که نام و خاطرهء آنها از صفحه روزگار زدوده شوند.

با تشکر از انجمن فرهنگی افغانهای مقیم  مالمو که زود تر از دیگران این خدمت جلیل فرهنگی را رویدست گرفت.

 

هر خسی از رنگ و رفتاری بدین ره کی رسد

درد باید صبر سوز و مرد باید گامزن

 

هسته ها باید که تا یک پنبه دانه زآب و خاک

شاهدی راحله گردد تا شهیدی را کفن

 

سالها باید که تا یک سنگ اصلی ز آفتاب

لعل گردد در بدخشان یک عتیق اندر يمن

 

ماه ها باید که تا یک مشت پشم از پشت میش

صوفيی را خرقه گردد یا حماری را رسن

 

ساعتی بسیار می باید کشيدن انتظار

تا در جوف صدف، باران شود دُر عدن

 

قرنها باید که یک کودکی از لطف طبع

عالمی گویا شود یا فاضلی صاحب سخن

 

 


اجتماعی ـ تاريخی

 

صفحهء اول